تبليغاتX
گهـواره سـبـز - شاهزاده شکارچی (1)
*وبلاگ مهندسی HSE - ایمنی، سلامت و محیط زیست *

زندگي و شكارهاي ظل السلطان از زبان خودش :


" از چهارده سالگي كه از حرمخانه بيرون آمدم و به حكوت مازندران رفتم تا آخر عمر دنبال كمالات نرفتم و عمر عزيز را به لهو و لعب و تنبلي گذراندم! با وجود سي سال حكمراني و
فرمانفرمايي در مازندران و فارس و اصفهان ... به هيچ وجه مسئوليت نداشتم و به قول عوام سر و ته هيچ كرباسي نبودم و در دنيا، هيچ چيز به اندازه اسب خوب و تفنگ خوب و شكار، پيش من عزيز نبود. .... دستگاه شكار من مي خواهم بگويم از بهرام گور هم رو به راه تر بوده است.
در عالم خلقت تا امروز به غير از پدر تاجدارم ... گمان نمي كنم، بلكه يقين دارم، كسي به قدر من شكار نزده است.

TinyPic image


شكارها :

فارس :
غير از گوزن كه به تركي آن را « مرال » مي گويند همه نوع شكار، به كثري و كمال فراواني در فارس هست. ببر نيست. اما در عوض شيرهاي يالدار بزرگ دارد. قرقاول هم اينجا
نيست ولي يقين دارم اگر تخمش را بياورند و مثل فرنگستان عمل بياورند اينجا هزار هزار درجه بهتر از مازندران مي شود. من غير از شير همه نوع شكار در شيراز زده ام.
در فارس خرسهاي بزرگ است ... به قدر هشتاد عدد زده ام....
من در تمام عمر زياده از هشت پلنگ نزدم. در سفر دويم ( به فارس )‌ يك روز من 20 عدد آهو به ترتيبي كه هر باره رفته و آنها را آورند زدم.در « قره پيري » 540
آهو و قوچ و ميش و بز و پازن شكار شد. در «خوش كوه » فارس ده هزار سوار و پياده كوه مالي كردند و حاصل آن 1300 بز و پازن و 10100 كبك شد كه به چادر آورند... در « شش چشمه اردكان »‌ در اردوي 2500 نفري به مدت سي چهل روز كسي كه از گوشت شكار و كبك نمي خورد نبود. (( توضیح نگارنده : جالب است که این جنایات به نوعی باعث افتخار ایشان بوده !!!!!! ))

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* توضیح عکس :  ظل السلطان به اتفاق تنی چند از فرزندان و منشی باشی ها در کنار یک پازن شکار شده

بخش بعدی در پست فردا دوشنبه ۴/۴/۸۶

نوشته شده توسط مجتبی مجدیان در ساعت 11:53 | لینک  |